دنیای وارونه

یک روح زخمی در انکار

دنیای وارونه

یک روح زخمی در انکار

دنیای وارونه

به‌ قول زمینیا
خورشید تا ابد پشت ابر نمی‌مونه
نه، نه، نمی‌مونه
نه، برو عقب، منو بغلم نکن
منو آروم می‌کنی
بذار داد بزنم به همه بگم
که یه‌ روز میای بیرون از پشت ابر
زمینو جارو می‌کنی
بگو میـــای
(خورشیدخانوم - بهرام)

-سلام.

+علیک.

این چه جواب سلامیه؟ میدونستی علیک گفتن وجوب جواب سلام رو ازت ساقط نمیکنه؟

وات؟! بیخیال آقا.

اسمت؟

الیــــ ــــوت ولی شما هرچی دوست داشتی صدام کن.

چند سالته؟

حدودا هم‌سن هستیم.

چرا دنیای وارونه؟

نمیدونم والا. همینجوری. اسم به ذهنم نمیرسید خب.

این وبلاگو مینویسی چون جای دیگه کسی نیست که حرفاتو بشنوه و حرفایی تو دلته که اطرافیانت باورشون نمیشه اینا مال تو باشن؟

یا خدا! اینو از کجات در آوردی؟ خب حالا شاید یه ذره تاثیر داشته این مورد.

‌میگم تو چرا همش اینجا پلاسی؟ کار و زندگی‌‌ای هم داری؟

شاید بهتر باشه کمتر وقتتو صرف قضاوت من کنی و بیشتر به این توجه کنی که الان تو قسمت هفتم «درباره من» یه وبلاگ درپیتی.

در یه جمله بگو کی هستی؟

یه کمپانی امنیت سایبری که هک شده

یه گروهک تروریستی قربانی تروریسم

سنگ قبر یه فناناپذیر

قهرمان مبارزات آزاد جهان که سر کوچه زدنش

رهبر یک عرفان که به اعتقاداتش شک کرده

یه آتئیست به نام عبدالله

یه مشاور ازدواج در شرف طلاق

یه مینیمالیست حامی کاپیتالیسم

:/ این الان یه جمله بود؟

زیاد حرف میزنی.

دلیل دیگه‌ای هست که هنوز تو این صفحه بمونم؟

والا از اولشم هیچ دلیلی نبود.

پس خدافظ.

خدانگهدار. التماس دعا.

محتاجیم آقا محتاجیم.