دنیای وارونه

یک روح زخمی در انکار

دنیای وارونه

یک روح زخمی در انکار

دنیای وارونه

به‌ قول زمینیا
خورشید تا ابد پشت ابر نمی‌مونه
نه، نه، نمی‌مونه
نه، برو عقب، منو بغلم نکن
منو آروم می‌کنی
بذار داد بزنم به همه بگم
که یه‌ روز میای بیرون از پشت ابر
زمینو جارو می‌کنی
بگو میـــای
(خورشیدخانوم - بهرام)

حکایت همچنان باقیست

جمعه, ۶ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۲۹ ق.ظ
سلام.
از روز اولی که اینجا رو ساختم با ترس بود. بعضی از دوستان میدونن که چقدر حساسم رو احساسات دیگران و ناراحت‌کردنشون و برای همین از همون روزِ اول سعی کردم بهترین برخورد ممکن رو با همه داشته باشم و به خدا که خیلی هم تلاش کردم. ولی خاصیتِ فضای مجازی اینه که منتقل‌کنندۀ لحن و حسِ گوینده یا نویسنده نیست. شاید به همین خاطره که تو هیچ شبکه اجتماعی دیگه‌ای عضو نیستم.
من تو کل زندگیم تو تشخیص خط قرمز ها مشکل داشتم. اینو خودم قبول دارم و کسی رو متهم به داشتن یا نداشتن ویژگیِ خاصی نمیکنم. چیزی که مشخصه اینه که این فضا که به راحتیِ هرچه تمام تر دسترسی به افراد قطع میشه، برای کسی مثل من که مشکلات روح و روان داره و احساساتِ بسیار شدیدتری نسبت به بقیه رو تجربه میکنه فضای مناسبی نیست. اینو دستی که چند ساعته داره میلرزه نشون میده. قصدِ القای احساسِ گناه ندارم که این چیزا از ما گذشته. مقصر منم، میدونم و میپذیرم. شاید این یه تصمیم عجولانه به نظر برسه ولی در طول همین یه ماهی که اینجا بودم از این سری اتفاقات زیاد افتاده حالا شاید با شدتِ کمتر از امشب.
از هرکسی که اینجا رو میخونه عذرخواهی میکنم و صمیمانه و از تهِ تهِ قلبم میخوام اگه کوچکترین ناراحتی‌ای ایجاد شده منو ببخشند. قطعا قصدی در کار نبوده و شاید بشه بهشون گفت یه شوخی بی‌مزه یا حرفی در زمانِ نامناسب.
به شدت شرمنده‌ام که این جملات رو خوندید.
در پناه حق برقرار باشید و پایدار..
  • الیــــ ــــوت